Xگروه بین المللی HSE IRAN
گروه بین المللی ایمنی بهداشت

تاریخ 1395/02/04
شهرستان مَمَسَنی :
 یکی از شهرستان‌های استان فارس در ایران است. مرکز این شهرستان، شهر نورآباد می‌باشد.لازم به ذکر است که بخش رستم در دهه 80 با موافقت تقسیمات کشوری از ممسنی جدا و تبدیل به شهرستان رستم به مرکزیت شهر مصیری گردید. شهرستان ممسنی از لحاظ جغرافیایی در باختر شیراز قرار گرفته است. جمعیت این شهرستان نیز طبق سرشماری انجام شده در سال 1390، برابر با 115,747 تن بوده‌است..[۱]
منطقه‌ای که ممسنی در آن ایجاد شده‌است، اولین بار به خاطر وجود مراتع غنی مورد توجه اقوامی که دارای معیشتی مبتنی بر دام‌داری بوده‌اند، قرار گرفت. به همین خاطر، اولین اقوام ساکن در این منطقه، قوم شول، از دیگر اقوام لر بوده‌اند. در چند سال گذشته و با کشف منابع نفتی در حوزه ممسنی، این شهر مورد توجه بیشتری قرار گرفت.
 
ممسنی را شولستان نیز خوانده‌اند که به معنای سرزمین شول‌هاست. شول‌ها یکی از طوایفی بودند که پس از استقرار در این ناحیه، به این نام مشهور شدند. مرکز ولایتی که ممسنی در آن قرار داشت، شهر شاپور در چند کیلومتری کازرون بود که نوشته‌اند در زمان تزلزل حکومت ساسانیان، به وسیله ابوسعید شبانکاره با خاک یکسان شد. ولی در زمان حکومت سلجوقیان دوباره تعمیر و بازسازی شد و رونق گذشته خود را بازیافت. منطقه‌ای که ممسنی در آن ایجاد شده‌است، اولین بار به خاطر وجود مراتع غنی مورد توجه اقوامی که دارای معیشتی مبتنی بر دام داری بوده‌اند، قرار گرفت. به همین خاطر، اولین اقوام ساکن در این شهر قوم شول بوده‌اند.
بنا به اسناد و کتاب‌های تاریخی و کاوشهای باستانشناسی و نظریه‌های مردم‌شناسی سابقه تاریخی شهرستان ممسنی به سه بخش تقسیم می‌گردد:
الف) دوران پیش از تاریخ وجود جنگلها و مراتع گسترده، منابع غنی آب و خاک، دشت‌های حاصلخیز و کم‌شیب، تنوع آب و هوایی و گیاهی و شکار فراوان همه و همه شرایط مساعد و مطلوبی بودند تا تمدنهای اولیه پیش از تاریخ در این اقلیم پهناور شکل گرفته، رشد و نویافته و سده‌ها دوام بیاورد و آثار آن تا به امروز بر جای بماند. ممسنی در طول دوران بعنوان پل ارتباطی میان حوزه‌های بویراحمد،پارس، خوزستان، زاگرس، بوشهر، و خلیج فارس قرار گرفته و می‌توان با تحقیقات علمی و باستانشناسی کلیه فرهنگ و تمدنهای پیش از تاریخ استانهای همجوار را نیز در آن جستجو کرد. آثار بجا مانده از دوران پیش از تاریخ در این شهرستان مربوط به هزارهٔ سوم تا هشتم پیش از میلاد است که در قالب تپه‌های باستانی نمایان است.
ب) دوران تاریخی دوران تاریخی این شهرستان مربوط به اوایل هزاره سوم پیش از میلاد مسیح می‌باشد که از جمله این تمدن‌ها نقش برجسته کورنگون مربوط به دوره عیلام در دو هزار و چهارصد سال پیش از میلاد- گوردخمه سنگی مربوط به دوران ماد در هفتصد سال پیش از میلاد - گوردخمه داودختر روستای مراسخوان مربوط به ششصد و پنجاه سال پیش از میلاد- کاخهای هخامنشی روستای سروان - تل کاخداداد گچگران مربوط به پانصدسال پیش از میلاد- آتشگاه میل اژدها مربوط به دوران اشکانیان در یکصد و بیست سال پیش از میلاد- نقش برجسته سرآب بهرام- شهرتوج- شهر نوبندگان- شهرخوبذان (فهلیان) و سد منصورآباد مربوط به دوران ساسانی می‌باشد.
پ) دوران اسلامی آثار و ابنیه تاریخی اسلامی در سراسر ممسنی موجود است از جمله آنها می‌توان شهر خفرک و تشگه در شوسنی و مصیری و شهر چهاربازارتل اسپید را نام برد. نام قدیمی این شهرستان در بدو تشکیل انبوران و سپس شولستان و در اواخر سلسله صفوی به ممسنی تغییر نام یافت
 
آب و هوا
 
شهرستان ممسنی از نظر اقلیمی دارای سه اقلیم آب و هوایی است:
۱-اقلیم سردسیری:متعلق به بخش دشمن‌زیاری است که همجوار با شهرستان سپیدان(اردکان) می باشد.
۲-اقلیم معتدل و مرطوب: این اقلیم محدوده‌ای از شهرستان را که در مجاورت شهرستان کازرون و استان کهگیلویه و بویراحمد واقع شده و دشتهای حاصلخیز مصیری، نورآباد، فهلیان، دهنو و حسین آباداز جمله این مناطق است.
۳-اقلیم گرم و خشک: این اقلیم محدوده‌ای از شهرستان را که در مجاورت با شهرستان گچساران، گناوه و نواحی ساحلی را زیر پوشش دارد که شامل مناطق جاوید،بکش می باشد.
حداکثر دما در مردادماه ۴۱،۵ درجه سانتی‌گراد و حداقل دما در دیماه ۴،۵ درجه سانتی‌گراد بوده و میانگین بارندگی شهرستان ۵۵۰ میلیمتر در سال می‌باشد.
مهمترین ارتفاعات شهرستان عبارتند از:
دره چهل کفتاری بخشی از توابع دشمن زیاری، کوه رنج، کوه زرآور، کوه تاسک و کوه عناواقع در شمال غربی حسین آباد می‌باشد.
رودخانه و دریاچه‌ها:
مهمترین رودخانه‌های شهرستان عبارتند از هفت برم در بخش دشمن‌زیاری،رود شور در بخش دشمن زیاری،رودخانه فهلیان، رودخانه کتی، رودخانه تنگ شیو در قسمت غربی روستای حسین آباد، رودخانه سرآب سیاه که با خنیمه مشترک می باشد، و همچنین از تالابهای برم‌شور در غرب بابامنیر می‌توان نام برد.
 
 جاذبه های طبیعی
  • تفرجگاه بوان: تنگ بوان در جوار دشمن زیاری می‌باشد. این تفرجگاه سالانه هزاران میهمان را جذب می‌کند. بوان دارای چندین چشمه و آبشار می‌باشد، که در فصل تابستان باعث مطبوع شدن هوای این منطقه می‌گردد. . بزرگترین آبشار بوان آبشار پولکی نام دارد.
به علت دارا بودن حوزه آبخیزی وسیع، جنگلی بودن منطقه و نیز پر باران بودن این منطقه، موجب فراوانی آب شیرین و گوارای تنگ بوان شده‌است، به طوری که در طول سال (به ویژه در فصل بهار) از روی بسیاری از دیواره‌های صخره‌ای، آبشارهای زیبا سرازیر می‌شوند.
باغهای گردو این منطقه، عمری طولانی دارند. بعضی از این درختان تا شعاع ۱۰-۱۵ متری از ورود نور آفتاب به زیر درختان جلوگیری می‌کنند . منطقه ممسنی از مناطق سردسیری و گرمسیری تشکیل می شود که مناطق سردسیری آن شامل دشمن زیاری ممسنی و مناطق گرمسیری آن شامل روستاهای بکش،جویی و رستم هست. میانگین درجه حرارت آن در تابستان در حدود ۳۰ درجه سانتی گراد بالای صفر است. با این وجود تنگ بوان با دمای حدود ۲۰ درجه سانتی گراد از توانمندی گردشگاهی قابل توجه‌ای در جذب گردشگران برخوردار است. از دیگر مزایای این تنگ، راه ارتباطی آسفالته آن است.
 
  • روستای هرایرز: این روستا که دارای قدمتی تاریخی است، درسال ۱۳۶۴ دراثر زلزله‌ای ۵ ریشتری قابلیت سکونت را از دست داد و ساکنان آن به شهرکی که توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در جوار روستای خومه زار ساخته شده بود، منتقل شدند و اکنون به استثنای عده‌ای از دامداران، تقریباً خالی از سکنه‌است. ابن روستا در سالهای پر باران یکی از زیباترین تفرجگاهای منطقه، خصوصاًدر فصل بهار می‌باشد. در این منطقه دو رودخانه پر آب فصلی و چندین چشمه همیشگی جریان دارد که محیط سرسبز و دل‌انگیزی را در مسیر خود به وجود آورده‌اند.
در سالیان نه چندان دور حتی تا یک دهه پس از وقوع زلزله مذکور، تمامی باغات روستا پابرجابود. باغ‌هایی که یک کمربند سبز بر روی کوه ایجاد نموده بود و چشم هر بیننده‌ای را نوازش می‌کرد. اما پس از نقل مکان صاحبان آنها به شهرک هرایرز، به تدریج این باغات نیز از بین رفتند، و جای خود را به زمین‌های کشاورزی دادند.(البته در سالهای اخیر کمتر بدین منظور از آنها استفاده می‌شود). باغ «تاج» تنها باغ بجا مانده از این باغات است که این باغ نیز شخصی می‌باشد.
روستای هرایرز در منطقه‌ای کوهستانی واقع شده‌است و موقعیتی کوهپایه‌ای دارد. در خاور و باختر آن دو دروازه وجود داشته، که به همراه بافت بسیار قدیمی روستا، در اثر وقوع زلزله‌های متعدد و عدم محفاظت، تنها خرابه‌ای از آن باقی مانده‌است. این روستا دارای یک قبرستان بسیار قدیمی نیز می‌باشد. درکنار این قبور قدیمی، حرم مطهر امامزاده علی علیه السلام نیز واقع شده‌است که همه ساله در روز عاشورا پذیرای عزاداران است.
 
چشمهٔ سراب باغ که از جمله چشمه‌های همیشگی این منطقه است، حتی در فصل تابستان نیز به لحاظ محیط خنک و سرسبز آن و برکه‌ای که در سرچشمه آن ساخته شده‌است، تفرجگاه بسیار مناسبی برای گذران اوقات گرم سال است. مشابه همین چشمه و محیط آن منطقه‌ای در فاصله هزار متری این منطقه به نام هرایرز بالایی قرار دارد، که قسمتی از آب روستا نیز از آن تامین می‌شود.
یکی دیگر از ویژگیهای منطقه هرایرز، تنوع گونه‌های گیاهی است. این منطقه همانند بسیاری از مناطق دیگر زاگرس، دارای کوه‌های پوشیده از درخت بلوط است. درختان بلوط این منطقه برخلاف مناطق سردسیر رشته کوه زاگرس–که عموماً دارای جثه ریزی هستند- به مراتب از تنه و ساقه بزرگتری برخوردار هستند.
 
 
 
 
سابقه تاریخی ایلات ممسنی
با بررسی کتب، مجلات، دیگر اسناد و شواهد و قرائن و هم چنین روایات شفاهی در خصوص ایلات ممسنی به نظر می رسد که ایل ممسنی ایل بزرگی بوده است که در مسیر تاریخ پرتلاطم خود از دوران کورش کبیر تاکنون  بدین شرح تجزیه شده اند.
ممسنی ها را می توان به طوایف زیر تقسیم کرد:
1- براهوی ممسنی که به زبان بلوچی هم صحبت می کنند و بزرگترین ایل بلوچ در کشور پاکستان است که بیشتر به نام محمدحسنی مشهورند. بعضی از آنهاهم در جنوب افغانستان هم زندگی می کنند.
2- سیستانی ممسنی شامل طوایف سربندی،شهرکی،بزی،جهان تیغ،بامدی،نوری،قزاق ، پیری و نخعی،جر
3- بلوچ ممسنی: سه بخش (اسماعیل زهی)،هاشم زهی و نوشیروانی
4- کرد ممسنی :شامل ایل سنجابی ممسنی تبار در ایران و ممسنی کرد در عراق و سوریه
5- لر ممسنی در استان فارس ، کوهگیلویه و بویراحمد و بختیاری.
طوایف کوهمره سرخی و برخی تیره های پراکنده در فارس
1- براهویی ممسنی
این طایفه از دوران بسیار گذشته تا اواخر دورة قاجار از طوایف قوی سیستان و بلوچستان بوده که به دلیل تشکیل اتحادیه ای از طوایف مختلف در دوران افشاریه، اوج قدرتشان بودکه بر بخش وسیعی از این منطقه حکومت می کردند.
پس از شکست طوایف بلوچ از مسعود غزنوی(421-423 هجری قمری،1030-1041 میلادی) مهاجرت  آنان به بلوچستان آغاز یافت، ولی طایفه براهویی در ناحیه کلات، جلوی هجوم آنان را گرفتند. در اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم میلادی، خانواده هایی از راجه های هند در قسمتی از بلوچستان( که در حال حاضر جزء پاکستان است)حکومت داشته است. آخرین راجه برای سرکوبی مهاجمان افغانی از طایفه براهویی درخواست کمک می کند. براهویی ها پس از دفع حمله افغانی ها دارای قدرت و نفوذ زیادی می شوند. پس از مدتی راجه را از حکومت خلع کرده و رئیس خود عبدالله خان را به حکومت منصوب می کنند.(جانب اللهی، 1362، 144 )
در سال1143 هجری قمری که اشرف خان از نادر شکست خورد و فرار کرد به دست ابراهیم خان، پسر عبدالله خان براهویی با همراهانش به قتل رسید. بنابراین نادر شاه، خان براهویی را در سمت خود ابقاء کرد.(قدوسی، 1339 ،105)
 بعد از کشته شده امیر قنبر خان توسط نادرشاه به ترتیب امیر کوچک خان، غلامشاه خان و فرزندانی از نسل آنان در منطقه به سرداری می رسند که آخرین آنهامحمدرضا پسر سردار پردل بود که تا یکی دو دهه  بزرگ طایفه براهویی بود. ( جانب اللهی،1362 ، -139-138)  و حوادثی که در مقاله  خواهید خواند.
 
تیره های طایفه براهویی
مهمترین تیره های این طایفه که در سیستان، خاش و سفید آبه زندگی می کنند به شرح زیر هستند.
براهویی، بلوچ خان زایی، شهمرادزایی، ایلجاری، محمد حسنی، دورازایی، موسی زایی، جنگی زایی، عیسی زایی، مستان زایی، شاهی زایی، باگی زایی، عبدوزایی، منیگل، پیروزفر، مرادزایی، سالارزایی.(جانب اللهی، 1362 ، 147)
 
طوایف براهویی های پاکستان:طوایف براهویی های پاکستان عبارتند از: محمد حسنی ( شامل: کاهالازئی ، مزارزئی ، هارونی ، شیخ حسینی ، مردان شهی، شهدادادزئی، کولاچی ، اسمٰعیلی ، اسمٰعیلی راج ، زنگیانی ، شاهی زئی ، یوسفی ، شیروزئی ، زیرکانی ، درکانی ، عیدوزئی ، یگیاهی ، کیسیازئی ، مندوزئی ، سیاهی زئی، قهارر زئی ، شاهوزئی ، حسینی ). از جمله رخدادهای مهم طایفه براهویی می توان به جنگ ممسنی براهویی با طایفه وزیری افغان  در زمان ناصرالدین شاه  قاجار به رهبری سردار جمعه خان براهویی اشاره کرد. که در مقاله مشروح بدان پرداخته ام.
2- سیستانی ممسنی: سیستانی ممسنی، شامل طوایف سربندی، شهرکی،جر،بزی، جهان تیغ، بامدی، نوری، قزاق، پیری و نخعی است.سرابندی ها ظاهراً از اولاد مالک اشتر نخعی هستند که در زمان خلافت عمر به ایران آمده اند. ابتدا با نام نخعی در کردستان اسکان یافتند ولی بعد ها در منطقه اراک امروزی کوچ کرده و در کوههای سربند استقرار یافتند و به همین لحاظ به سربندی معروف شدند. آنان در این منطقه با توجه به شرایط آب و هوایی به دامداری مشغول شدند.با حمله مغول از آنان شکست خورده و بیشتر آنان به فارس کوچ کردند. در فارس به دو دسته تقسیم شدند؛ گروهی به همراهی فردی به نام محمد حسن در شیراز اقامت گزیدند که به ایل محمدحسنی یا ممسنی( ماماسنی) معروف شدند  و دسته دیگر به کرمان رفتند و به دو دسته تقسیم شدند.دسته ای که تحت ریاست ابراهیم حارث بودند به ابراهیمی و به مرور زمان به براهویی مشهور شدند. آنان از کرمان به بلوچستان رفتند و عده ای از آنان به افغانستان کوچ کردند.
گروهی دیگر در بم با همان  نام «سربندی» در جبال بارز سکنی گزیدند و عده ای نیز به کوه لخشک لار یزد اطراف زاهدان، خاش و سیستان رفته و ساکن شدند.(جانب اللهی، 1362 ، 146)
طوایف سربندی یک دوره طولانی از قدرتمندترین طوایف سیستان و از وابستگان طایفه براهویی بوده اند.
طایفه سربندی به همراه نادر شاه در تسخیر هندوستان شرکت داشتند و بعدها در حکومت نادر شاه، فراز و فرودهایی داشته اند تا اینکه با رها کردن خانه به دوشی به زندگی کشاورزی روی آوردند.
ید و به سیستان برگشت.
تیره های طایفه سرابندی:از مهم ترین تیره های این طایفه می توان به : پردلی، مالکی،شیبک، هاشم زایی،تاج محمدی، نخعی و محمد حسنی اشاره کرد.
طایفه شهرکی
طایفه شهرکی یکی از طوایف بزرگ سسیستان است که در گذشته از متحدان براهویی و سرابندی بوده است.این طایفه در سراسر سیستان، بلوچستان، خراسان، مازندران، کرمان( بم و زرند، نرماشیر و بروات) زندگی می کنند.طایفه شهرکی همراه با طوایف براهویی و سربندی بخشی از ایل ممسنی استان فارس بوده اند که در زمان حمله اعراب مسلمان در آنجا ساکن بوده اند. شهرک ممسنی مرزبان پارسی پس از جنگی بزرگ با اعراب کشته شد. ...موسوی نامی اصفهانی، 1363 ، 395)
از جمله سران این طایفه می توان به افراد زیر اشاره کرد.
امیربیگ خان، هاشم خان، محمدحسین خان، سردار محمدعلی خان شهرکی(جانب اللهی، 1362، 160-158)
تیره های طایفه سرابندی
طایفه سرابندی دارای تیرهای شهرکی های ده میرزا محمد، فرزندان رند بلوچ خان(بلوچ سلطان)، جماعت شهرکی ده سوخته که از تیره سیاهک اند.، شهرکی های بولاغ که در بهرام آباد و قلعه کنگ مستقرند، شهرکی های تراقونی که جنب آس قاضی ساکن هستند، شهرکی های کته لوک، شهرکی های منطقه راز و شهرکی های ساکن در شهرستان سرخس
 
 
3- بلوچ ممسنی
نادر شاه افشار برای کوچ بلوچها عده ای نظامی را به بلوچستان اعزام می کند.در میان این نظامیان فردی به نام محمد حسن لر شیرازی حضور داشته است.پس از اتمام کار  کوچ بلوچ ها، محمد حسن به همراه فوجی از نظامیان در بلوچستان ماندگار می شود.محمد حسن لر شیرازی که از طایفه ممسنی فارس بوده است با خواهر ولی خان نفیر، از بزرگان خاران که اکنون جزء بلوچستان پاکستان است، ازدواج می کند. او صاحب فرزندانی می شود و یکی از پسرانش صاحب فرزندی می شود که اسماعیل نام داشته است.
اسماعیل پس از بزرگ شدن متوجه می شود که جدش محمدحسن لرشیرازی از طایفه ممسنی فارس بوده است، تصمیم می گیرد به آن منطقه مهاجرت نماید. هنگام عبور از دزداب( زاهدان فعلی) رئیس طایفه« نوتی زهی» او را میهمان می کند. از آنجا که آن سال از نظر غذایی سال سختی بوده است، اسماعیل به شکار می رود و با تفنگ فتیله ای خود تعدادی شکار می زند و با خود به خانه می آورد. رئیس طایفه نوتی زهی بادیدن شجاعت اسماعیل دختر خود را به عقد او در می آورد. اسماعیل و همسرش دارای شش فرزند به نامهای: فقیر، بلوچ، دارو، رادو، جمشید و کمبر(قنبر) می شوند که اکنون شش تیره این طایفه به اسم آنها است. نام طایفه اسماعیل زایی نیز از نام جدشان است.
اسماعیل در حمله طایفه نوشیروانی ها به قتل می رسد. بلوچ که از همه پسرهای اسماعیل شجاع و دلیر تر بود ضمن گرفتن انتقام خون پدرش، طایفه نوشیروانی را ملزم به رعایت حقوق آنان نمود. پس از پدر بلوچ به جای پدر به ریاست طایفه انتخاب شد.
پس از سه پشت سردار بلگاک از جانشینان بلوچ و از سرداران طایفه اسماعیل زهی شد. او دارای نفوذ زیادی بود. پس از درگذشت او پسرش جه هل سرپرست طایفه گردید و در زمان ریاستش با دولت مرکزی رابطه حسنه ای برخورد کرد.بدین لحاظ دولت نیز او را سالانه معاف کرد.(مرکز پژوهش خلیج فارس و دریای عمان، 81)
پس از سردار جه هل پسرش سردار جمعه خان( جماخان) به ریاست طایفه انتخاب شد.در همین ایام جنگ جهانی اول شروع شد و انگلیسی ها تا زاهدان راه آهن کشیده بودند. به دستور دولت مرکزی ، سردار جمعه خان با انگلیسی ها به مبارزه پرداخت که تعدادی از جمله شش برادرش شهید شدند و 35 نفر هم از انگلیسی ها کشته شدند.(سرپرسی سایکس، 12)
سردار جعه خان اسماعیل زهی  از بزرگترین سرداران این طایفه است که مشروج در جای خود بذان پرداخته ام.
 4-    کرد ممسنی                                                               
شامل ایل سنجابی ممسنی تبار در ایران و ممسنی کرد در عراق و سوریه
طایفه کرد ممسنی از قبایل دیزه یی در منطقه سرگران  کردستان عراق ساکن هستند و دو تیره به نام فقیه و اسماعیلی و بامند دارد. رئیس آنها در سال1327 شمسی ابراهیم احمد آقا بوده است. هم چنین باید از طایفه کرد شهرکی در کرمانشاه سخن گفت و احتمال  اینکه که با شهرکی های سیستانی هم تبار باشند.( همتی )
5- لر ممسنی فارس
 منشاء تاریخی
سرزمینی که اکنون در فارس ممسنی نام دارد، سابقه اش به تمدن عیلامی در هزاره  های سوم، دوم و اول قبل از میلاد می رسد.
که آثار به جا مانده از قدیم بسیار دارد و اخیراً باقی مانده های شهر بزرگی از دوران هخامنشیان  تحت عنوان« لیدوما» چهارمین شهر هخامنشی در آن کشف گردیده است .
منطقه کنونی ممسنی در دوران هخامنشیان جزء مناطق انزان (انشان) نشین بوده است و در دوره ساسانیان نیز این منطقه در حوزه کوره شاپور قرار داشته  است. ( حبیبی فهلیانی، 37-36)
به نظر می رسد ممسنی در دوره اشکانیان نیز محل تلاقی سپاه اشکانی با رومیان بوده است. زیرا در نزدیکی روستای کوپن دماغه ای به نام پوزه "سرنا" وجود دارد که به احتمال زیاد محل درگیری سرنا سردار اشکانی با دشمنان بوده است. ( یوسفی،1383 )
پس از اسلام واژه  "انبوران" برکل ممسنی اطلاق و شهر نوبندگان به عنوان مرکز آن انتخاب گردید.حدودا" بعد از قرن چهارم هجری واژه شولستان  بر این منطقه اطلاق گردید که به عقیده یکی از محققین ایرانی از محققین آنان را از تبار ساسانیان می داند. به عقیده این محقق در آن زمان قلمرو ممسنی80×100 فرسنگ بوده است.(صفی نژاد، 1381 ،71)
ممسنی متشکل از طوایف چهار گانه ای به نام رستم، دشمن زیاری، بکش و جاوید است.
در خصوص منشا ایل ممسنی چند نظر وجود دارد.یک نظر آنان را اینگونه معرفی می نماید:
اوایل قرن هفتم هجری ایل هایی از جبل السماق سوریه به سرزمین هزار اسب( لرستان) روی آوردند و سالها در آنجا مستقر بودند. ایل بزرگ ممسنی یکی از این ایلها بود که حدود سال 900 ه.ق بر شولها یورش برده و آنها را بیرون رانده و نام  ایل خود را بر منطقه گذاشتند.
گروه دیگر با رد نظر فوق با استدلالاتی که در خصوص شباهت و پیوستگی هایی که بین فرهنگ، زبان و... لرها و پارسهای اولیه  وجود دارد ، می گویند اگر هم گروهی در طی طول تاریخ به این قوم وارد شده باشند نتوانسته اند بر فرهنگ آنان تاثیرات چندانی بگذارند و در این بین تنها اسلام بود که بیشترین تاثیر را بر لرها گذاشت و در پایان چنین نتیجه گیری می نمایند:
« لرها قومی آریایی، پارسی زبان و ایرانی الاصلند که از نظر جسمی و فرهنگی کمابیش با اقوامی چون عیلامیان، کاسی ها، اعراب و ترکان آمیخته اند اما با این حال توانسته اند اصالت خود را بیش از دیگر گروههای ایرانی حفظ کنند».(امان اللهی بهاروند، 1371)
الوار ممسنی در دوران قاجار به "چهار بنیچه" شهرت داشتند. این طوایف اگر چه از نظر قومی دارای وحدت قومی و فرهنگی بودند ولی از نظر سیاسی هر یک دارای کلانتر مستقلی بودند. هریک ازطوایف چهارگانه ، دودمانهای خانی با اقتدار تمام بر طایفه خود حکومت کرده اند.
پس از قتل محمدرضا خان رئیس قدرتمند ایل دشمن زیاری توسط شاهزاده فریدون میرزا، اقتدار این طایفه در هم شکست و پس از آن، خان علی رستم پسر قاید گرجی رئیس ایل رستم، ولی خان ممسنی
آنچه در خصوص طوایف ممسنی تا الآن می توان از تاریخ درآورد این است که مردم طوایف چهارگانه ممسنی  شاخه ای از لر بزرگ  است. لرها را به دو دسته تقسیم نموده اند.  لر کوچک ( شامل استان لرستان یا پیشکوه و استان ایلام یا پشتکوه) و لر بزرگ( شامل ایل بختیاری، ایلات کهگیلویه و بویراحمد و ایل ممسنی).
در خصوص منشاء لرها نظرها متفاوت است . اول این که بعضی آن را از نسل شخصی به نام "لر" دانسته اند. دوم اینکه مشتق از کلمه ایرانی چون" لهراسب"و غیره گرفته اند. و سوم آن را منسوب به مکان دانسته اند و آن هم به نوبه خود به چند وجه تقسیم می شود.1- منسوب به ولایتی در "مانرود" یا "مایرود"که جایگاه اولیه لرها بوده است.2- مخفف "اللور" می باشد که شهری در شمال غربی دزفول( حوالی اندیمشک) واقع بوده است.3- تحریف شده واژه لیر یا لر یعنی  کوههای پوشیده از جنگل.(امان اللهی بهاروند،1370 ،19)
    طوایف ایل ممسنی فارس

نظرات

پست نظرات
نام:


ایمیل:


عنوان:


نام سایت:


نظرات:

كد:



گروههای مطالب

آرشیو ماهیانه

جدیدترین مطالب

گالری تصاویر

آمار بازدید


    » بازدید امروز : 116
    » بازدید دیروز : 53
    » بازدید هفتگی : 226
    » بازدید ماهیانه : 1133
    » بازدید سالانه : 86807
    » کل بازدیدها : 717229

درباره مدیر